بی عرضه تر از شاه سلطان حسین و بیرحم تر از آقا محمد خان
محمد:
دروغگوترین روزنامه نگار در جمهوری اسلامی و دروغگوترین رئیس جمهور در تاریخ جمهوری اسلامی، بهتر بگویم دروغگوترین روزنامه نگار و رئیس جمهور تاریخ، به جان هم افتاده اند و به هم تهمت دروغگویی میزنند. از طرفی شریعتمداری، احمدینژاد را به همکاری با آمریکا متهم میکند، از طرف دیگر تیم احمدینژاد شریعتمداری را پیر مرد بی شریعت و منحرف خواند. شریعتمداری و احمدینژاد، هر دو از منتصبین “رهبر” هستند.
Azadeh:
مالکی و سایر مزدوران حاکم بر عراق اصل حاکمیت ملی عراق با کشتار و تار و مار کردن نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران به اثبات نهایی می رسد!دولت ایالات متحده با زیر پا گذاشتن آشکار اصول معاهدات بین المللی در مورد کشور اشغال شده عراق و تعهدات کتبی که به تک تک ساکنین قرارگاه اشرف در مورد حفاظت از آنان داده است، در تلاش است تا از زیر بار مسئولیت مستقیم خود به عنوان کشور اشغالگر شانه خالی کند و از نیروهای خلع سلاح شده و به اسارت گرفته شده مجاهدین خلق ایران به عنوان سوخت موتور سیاست در گل مانده اش در منطقه خاورمیانه بی شرمانه سوء استفاده کند. دور اول ریاست جمهوری باراک اوباما برای اکثر کسانی که از او حمایت می کردند، با یک سرخوردگی شدید همراه بود. در جنین شرایطی باراک اوباما در سال پایانی دوره اول ریاست جمهوری اش، وارد تبلیغات انتخاباتی برای دوره دوم ریاست جمهوری شده است و به نظر می رسد که تنها دغدغه کنونی اش انتخاب شدن مجدد باشد و مسئله قرارگاه اشرف و جان 3400 پناهجوی ایرانی اسیر در عراق در تبلیغات انتخاباتی او نقشی بازی نمی کند.سران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی هم از هیچ اقدامی برای اعمال نفوذ و پیشبرد سیاست های مرگبار خود در عراق دریغ نمی کنند و عزم جزم کرده اند تا از این فرصت طلایی برای از صحنه خارج کردن جدی ترین مخالفان خود، یعنی نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران و متحدان آنها در شورای ملی مقاومت ایران حداکثر بهره را ببرند. آخوندهای ضد بشر به خوبی می دانند که در صورت حذف مجاهدین خلق ایران از صحنه مبارزه جنبش سرنگونی طلب ضربه اساسی خواهد خورد.هیچ کس نمی داند که پایان این ماجرا چگونه خواهد بود. تنها چیزی که بدون کوچکترین شکی برای همه ناظران روشن است، مسئولیت مستقیم دولت ایالات متحده امریکا و شخص باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور امریکا در مورد حفظ جان ساکنین قرارگاه اشرف است. سکوت مقامات دولتی امریکا و بویژه شخص باراک اوباما در چنین شرایطی بسیار شرم آور است. باراک اوباما، مقتدر ترین فرد دنیا و برنده جایزه صلح نوبل، می تواند به سادگی و با شکستن سکوت خود در مورد قرارگاه اشرف و تأکید بر مسئولیت و تعهد ارتش امریکا در مورد حفظ جان 3400 پناهجوی ایرانی ساکن این قرارگاه از یک فاجعه انسانی از پیش اعلام شده توسط دولت عراق جلوگیری کند. اما متأسفانه باراک اوباما آنچنان درگیر تبلیغات انتخاباتی است، که حتی در پاسخ کسانی که برای او در مورد نگرانی خود نسبت به سرنوشت ساکنین اشرف نامه نوشته اند، بروشورهای تبلیغاتی در مورد بازگشت سربازان امریکایی از عراق را ارسال می کند، بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به موضوع ساکنین اشرف کرده باشد.گویا سرخی شرم بر چهره جهانخواران ناپیدا است
Ali:
happy birthday Neda….we keep fighting until we are free our angel
نه غزه، نه لبنان، نه سوریه، نه روسیه، جانم فدای ایران:
تو اگر ایرانی وطن پرست بودی هیچوقت طرفدار جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نمیشدی. وطن پرستان ما امروز یا در زندانها بسر میبرند، یا آواره کشورهای بیگانه شدهاند، یا در فقر و رنج در داخل مملکت دارند به زندگی پر افتخار خود ادامه میدهند. امروز فقط کسانی از این رژیم جانبداری میکنند که هیچگونه عرق وطنی و احساس نوع دوستی و ایران پرستی در وجودشان نیست. تو حتما یکی از نوکران و مزدوران این رژیم تازی که خدمتگزار اسرائیل و آمریکا و چین و روسیه و غیره می باشد هستی که سنگ این رژیم خائن و ضدّ ایرانی را به سینه میزنی. تو خود میدانی که خامنهای یک خائن به وطن و یک دزد اموال مردم و خزائن ملی ایران میباشد و الا یک آخوند دو تومانی چطور میتوانست به ثروت بیش از ۶۰ بیلیون دلار که در بانکهای کشورهای بیگانه پس انداز کرده برسد. به زودی گند کارهای این رژیم و ولی جنایتکارش بیرون زده خواهد شد و شما فسیلها و نوکران و جیره خواران ضدّ انسان این جمهوری لعنتی از ایران عزیز ما بیرون رانده خواهید شد.
یک دوستدار وطن:
مرگ بر مزدور و جاسوس اجنبی درود بر جمهوری اسلامی
یک ایرانی وطن پرست:
مرگ بر مزدور و جاسوس اجنبی
درود بر جمهوری اسلامی
یک ایرانی وطن پرست:
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مردم بی انصاف از رژیم انتقاد میکنند:
فقط در جمهوری اسلامی است که رهبر سارقین رهبر میشود، رهبر دروغگویان رئیس جمهور میشود، رهبر جنایتکاران رئیس قوه قضائیه میشود، رهبر مزدوران فرمانده نیروهای سه گانه میشود، رهبر کفتاران خطیب نماز جمعه میشود، رهبر جا کشان رئیس بسیج میشود، رهبر غمه کشان وزیر نفت میشود، رهبر باجگیران رئیس پلیس میشود، رهبر قاتلان نماینده رهبر در سپاه میشود، رهبر لواتکاران تئوریسین رژیم میشود، رهبر خایمالان رئیس مجلس میشود، و، و، و،….، و خلاصه تمام رهبران مفتخور و بچه مزلفان حوزههای علمیه، رهبران دینی ما میشوند. با وجود اینهمه رهبر در جمهوری اسلامی، مردم باز هم از این رژیم انتقاد میکنند.
هرمز:
خامنهای این موجود مالیخولیائی کثیف و خودسر و بیشرف دست به هر کاری میزند که چند صباحی به حکومت و عمر ننگین خویش بیفزاید. این انسان خود فروخته مرتجع به تمام دوستان و یاران نزدیک خود خنجر کشید. او حتی به خانواده خود هم رحم نخواهد کرد. همه مطلع هستیم که او چه بر سر خواهر و شوهر خواهر خود و همچنین برادر خود آورد. این مرد ملعون به هیچ قانون و به هیچ حقوقی که در ارتباط با اصول انسانی و ایران و ایرانی باشد پایبند نیست.ای خاک بر سر آنهائی که هنوز قدرت دارند و کاری نمیکنند مثل هاشمی و رضایی و سپاهیانی که به ماهیت این رژیم و رهبر خأینش پی بردهاند و دست در دست نهاده و همچنان سکوت اختیار کردهاند. ای محسن رضائی خائن، غیرت و شرفت کجاست که فرزندت را کشتند و تو هنوز دست از نوکری خود بر نمیداری. امروز هر ایرانی که با وجود جنایات و ستمهأی که بر ملت ایران وارد میشود سکوت کند خائن است.
شهرام:
“آقا” مجتبی بهتر است برود دنبال درس و تحصیل و مقداری سواد آموزی کند تا رهبر شود. او دیگر فقط باید خواب رهبر شدن را ببیند. این پدر و پسر واقعا ننگ ایران هستند.
محمد:
درود بر تو ضدّ ولایت. با تو ۱۲۰ در صد موافقم.
ضد ولایت:
آخوند خوب آخوند مرده ست. ریدم تو دهان اون رییس قبیله آدمخوران (خمینی گجستک) تا اون تخم عرب خامنهای تا اون موسوی و کروبی که میخوان ما رو به دوران طلایی اون آدمکش جماران برسونند و در نهایت خاک تو سر اونایی که هنوز بعد ۳۳ سال نفهمیدن که این حرومزادهها هیچ علاقهای به ایران و ایرانی ندارند.
خامنهای باید برود؛ هیچ راه دیگری وجود ندارد:
ابوالفضل قدیانی، عضو ارشد رهبری مجاهدین انقلاب اسلامی و از زندانیان سیاسی طولانی مدت مذهبی در دوران شاه، که پس از کودتای ۲۲ خرداد بازداشت و به ۴ سال زندان محکوم شده است، در نامهای ای که در زندان اوین نوشت، شخص علی خامنهای را مسبب اصلی فاجعه حاکم بر کشور اعلام کرد.او که اکنون ۶۶ سال دارد، در نامه خود نوشت: اردوکشی خیابانی ۹ دیماه ۱۳۸۸ بدستور مستبد حاکم شکل گرفت تا خون به نا حق ریخته مردم در عاشورای ۸۸ پایمال شود. بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقهای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند. استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را به روز تاجگذاری شاهان بدل سازد. امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد. واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است. آقای خامنهای از خود بپرسد: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی؟ این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنهای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاستهای نابخردانهاش است؟ اگر واقعا بر این باورند که علی خامنهای محبوبترین چهره در نزد مردم است با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایانها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است. علاج کار در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.
otkccoj:
USA
قندعلی:
ل
Milade Makhtom:
نگرانی بسیاری از ایرانیان در مورد سرنوشت حدود 3400 رزمنده مجاهد خلق به اسارت گرفته شده در عراق در روزهای پایانی سال 2011 میلادی مرز نمی شناسد. طرف های درگیر در این ماجرا، سازمان مجاهدین خلق ایران، دولت ایالات متحده امریکا، سازمان ملل متحد و دولت عراق، هر کدام به نوعی برای پیشبرد اهداف خود و به شیوه های متفاوت این مسئله را مورد ارزیابی قرار می دهند.مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران در طی سال های گذشته از هیچ تلاشی برای تثبیت موقعیت نیروهای خود در عراق به عنوان افراد حفاظت شده دریغ نکرده اند. آنها با برگزاری تظاهرات ها، آکسیون های اعتراضی، تحصن، جلسات و کنفرانس های حقوقی و کارشناسانه در کشورهای مختلف و جلب حمایت شخصیت ها، احزاب و پارلمان ها برای حل مسالمت آمیز مسئله قرارگاه اشرف هر آنچه در توان داشته اند را انجام داده و می دهند. پیگیری های حقوقی موفقیت آمیز برای حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست سازمان های تروریستی در اروپا تنها بخشی از این اقدامات بوده اند. تلاش های پیگیر مسئولین مجاهدین برای حذف نام سازمان از لیست تروریستی وزارت خارجه ایالات متحده، هر چند تا کنون با چند موفقیت حقوقی مرحله ای همراه بوده اند، اما متأسفانه پشت درهای سیاست ننگین مماشات با رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی متوقف شده اند.دولت دست نشانده مالکی، مزدوری که هم دست نشانده آخوندهای جنایتکار رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی است و هم سر سپرده و گماشته دولت امریکا است، در کنار شکنجه روانی مستمر ساکنین قرارگاه اشرف و محاصره ضد انسانی قرارگاه، تا کنون در چند مرحله به کشتار ساکنین اشرف اقدام کرده است. مزدور مالکی از یک سو بر پایان فرصت خروج نیروهای مجاهدین خلق از قرارگاه اشرف در 31 دسامبر 2011 به شدت اصرار می ورزد و از سوی دیگر با تمام وجود و با کینه ای شتری برای جلوگیری از اجرای روند معمول رسیدگی به پرونده پناهندگی افراد مستقر در قرارگاه اشرف توسط کمیساریای پناهندگی سازمان ملل متحد سنگ اندازی می کند. گویا برای مالکی و سایر مزدوران حاکم بر عراق اصل حاکمیت ملی عراق با کشتار و تار و مار کردن نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران به اثبات نهایی می رسد!دولت ایالات متحده با زیر پا گذاشتن آشکار اصول معاهدات بین المللی در مورد کشور اشغال شده عراق و تعهدات کتبی که به تک تک ساکنین قرارگاه اشرف در مورد حفاظت از آنان داده است، در تلاش است تا از زیر بار مسئولیت مستقیم خود به عنوان کشور اشغالگر شانه خالی کند و از نیروهای خلع سلاح شده و به اسارت گرفته شده مجاهدین خلق ایران به عنوان سوخت موتور سیاست در گل مانده اش در منطقه خاورمیانه بی شرمانه سوء استفاده کند. دور اول ریاست جمهوری باراک اوباما برای اکثر کسانی که از او حمایت می کردند، با یک سرخوردگی شدید همراه بود. در جنین شرایطی باراک اوباما در سال پایانی دوره اول ریاست جمهوری اش، وارد تبلیغات انتخاباتی برای دوره دوم ریاست جمهوری شده است و به نظر می رسد که تنها دغدغه کنونی اش انتخاب شدن مجدد باشد و مسئله قرارگاه اشرف و جان 3400 پناهجوی ایرانی اسیر در عراق در تبلیغات انتخاباتی او نقشی بازی نمی کند.سران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی هم از هیچ اقدامی برای اعمال نفوذ و پیشبرد سیاست های مرگبار خود در عراق دریغ نمی کنند و عزم جزم کرده اند تا از این فرصت طلایی برای از صحنه خارج کردن جدی ترین مخالفان خود، یعنی نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران و متحدان آنها در شورای ملی مقاومت ایران حداکثر بهره را ببرند. آخوندهای ضد بشر به خوبی می دانند که در صورت حذف مجاهدین خلق ایران از صحنه مبارزه جنبش سرنگونی طلب ضربه اساسی خواهد خورد.هیچ کس نمی داند که پایان این ماجرا چگونه خواهد بود. تنها چیزی که بدون کوچکترین شکی برای همه ناظران روشن است، مسئولیت مستقیم دولت ایالات متحده امریکا و شخص باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور امریکا در مورد حفظ جان ساکنین قرارگاه اشرف است. سکوت مقامات دولتی امریکا و بویژه شخص باراک اوباما در چنین شرایطی بسیار شرم آور است. باراک اوباما، مقتدر ترین فرد دنیا و برنده جایزه صلح نوبل، می تواند به سادگی و با شکستن سکوت خود در مورد قرارگاه اشرف و تأکید بر مسئولیت و تعهد ارتش امریکا در مورد حفظ جان 3400 پناهجوی ایرانی ساکن این قرارگاه از یک فاجعه انسانی از پیش اعلام شده توسط دولت عراق جلوگیری کند. اما متأسفانه باراک اوباما آنچنان درگیر تبلیغات انتخاباتی است، که حتی در پاسخ کسانی که برای او در مورد نگرانی خود نسبت به سرنوشت ساکنین اشرف نامه نوشته اند، بروشورهای تبلیغاتی در مورد بازگشت سربازان امریکایی از عراق را ارسال می کند، بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به موضوع ساکنین اشرف کرده باشد.گویا سرخی شرم بر چهره جهانخواران ناپیدا است
Azadeh:
دولت عراق، به ساکنان اردوگاه اشرف تا ۳۱ دسامبر (۱۰ دی) مهلت داده است که این اردوگاه را ترک کنند و اداره آن را به نیروهای دولتی بسپارند. اما ساکنان اردوگاه هیچ روادیدی برای سفر به کشورهای دیگر ندارند. کمیسریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل متحد پذیرفته است که تقاضای پناهندگی آنها را بپذیرد و برای انتقال آنها به کشورهای دیگر اقدام کند. اما چنین اقدامی ظرف دو هفته غیرممکن است.
Azadeh:
بیش از ۲۰۰ فعال سیاسی و فرهنگی و مدافع ایرانی حقوق بشر در آمریکا و اروپا، خواستار یافتن راهحلی انسانی برای مشکل حدود ۳۴۰۰ عضو سازمان مجاهدین خلق شدند. دولت عراق تا ۳۱ دسامبر به آنها مهلت ترک اردوگاه اشرف را داده است.
بیایید آیتاللهها را در آمریکا رسوا کنیم:
دوستان آمریکایی و بخصوص کالیفرنیأی مقاله زیر را بخوانید و نگذارید این آیتاللههای بیشرف که از پول خون مردم ایران و از دزدی و قاچاق و جنایت به ثروت رسیدند آب پاک از گلویشان پائین برود. تا میتوانید اینها را رسوا کنید. اینها میدانند که جمهوری کثیف اسلامی در حال فرو پاشیدن است، حالا سرمایهها را که متعلق به مردم ایران است دارند خارج میکنند و کاخهای آنچنانی در آمریکا و کانادا میخرند.
با خرید خانههای چند میلیون دلاری:
در ۵ ماه گذشته چند تن از وابستگان مقامات داخل بیت رهبری توانسته اند کارت اقامت در امریکا را بدست آورده و بعنوان افراد ثروتمند و دارای امکانات سرمایه گذاری در گرانترین مناطق کالیفرنیا مستقر شوند. آنها ابتدا با پرداخت هزینهای سنگین به شرکتهای حقوقی دارای امکانات دریافت ویزا، ویزای موقتی گرفته و وارد امریکا شده و سپس توانسته اند این ویزاها را به ویزای دائم تبدیل کنند. تاکنون از این جمع، افراد زیر شناسائی شده اند: نیره محمدی گلپایگانی که احتمالا دختر و یا یکی از همسران آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر بیت رهبری است. وی خانه و باغ بزرگی خرید و همراه شماری باغبان و خدمتکار در آن ساکن شده که قیمت آن تا ۱۲ میلیون دلار تخمین زده میشود . عزیز خوشوقت، که پسر یا بردار کوچک آیت الله خوشوقت عضو بیت رهبری است. آیت الله خوشوقت از صادرکنندگان اصلی فتوای قتلهای زنجیرهای در جمهوری اسلامی است و اکنون درکنار آیت الله مصباح جبهه پایداری را برای تصاحب مجلس آینده تشکیل داده است. وی نیز خانهای در کالیفرنیا خرید که قیمت آن تا ۸ میلیون دلار تخمین زده می شود. دو تن دیگر از جمع این گروه به اسامی محمود خرازی و سید محمد چراغچی شناسائی شده اند که هر دو وابسته به روحانیونی با همین نام در شورای نگهبان و بیت رهبری اند. گفته می شود جمع آنها به ۲۵ نفر می رسد. رفت و آمد همسران و یا دختران این افراد با چادر در اتومبیلهای لوکس و گرانقیمت نظر ساکنان محل را که خود از ثروتمندان امریکا هستند جلب کرده است. البته تاکنون ساکنان محل بر این تصورند که آنها از خانوادههای ثروتمند شیوخ عرب هستند.
همایون:
این مزدوران جمهوری ننگین اسلامی ، حیوانهای ضعیف کشی هستند ! مانند شغال و کفتار ، تا دست جمعی نباشند و از خود ضعیف تر گیر نیارند ، امکان نداره حمله کنند ! وقتی که گیر میافتند ، ننه من غریبم بازی و مظلوم نمایی میکنند ، مانند همه اون بسیجی های الدنگی که به گیر مردم افتاده بودند و فیلمهاشون رو دیدیم. ولی وقتی که یه بدبختی رو گوشه کناری گیر بندازند ، دیگه اون موقع است که اون روی حرومزادگی و درنده خویشون رو در چهرهای کثیفشون میشه دید
رژیم جمهوری اسلامی؛ رژیم دزدان و جنایتکاران:
آنچه که شاه در عاشورای 1357 نکرد، در عاشورای 88 جمهوری اسلامی در ابعادی ننگ آلوده کرد و کشته و مجروح بر کف خیابان ها برجای گذاشت. از روی پل حافظ تهران مردم را به پائین پرت کردند و کشتند، اتومبیل های انتظامی از روی بدن سالمندانی که نتوانسته بودند از مقابل نیروهای مهاجم حکومتی بگریزند و بر کف خیابان افتاده بودند عبور کردند، مردم را دستگیر و به زیر شکنجه بردند و… اگر وصفی از تکرار عاشورا و خون به ناحق ریخته در کربلا بخواهد بشود، همان عاشورای 88 تهران است و لاغیر. اگر ننگ عاشورای حسینی از دامن یزدیان پاک نشد، ننگ عاشورای 88 نیز از دامن حاکمان جمهوری اسلامی پاک نخواهد شد. اگر نبود وحشت از تکرار عاشورای 88، مراسم امسال را چنین حکومتی و کنترل شده و محدود برگزار نمی کردند.
بی عرضه تر از شاه سلطان حسین و بیرحم تر از آقا محمد خان
دروغگوترین روزنامه نگار در جمهوری اسلامی و دروغگوترین رئیس جمهور در تاریخ جمهوری اسلامی، بهتر بگویم دروغگوترین روزنامه نگار و رئیس جمهور تاریخ، به جان هم افتاده اند و به هم تهمت دروغگویی میزنند. از طرفی شریعتمداری، احمدینژاد را به همکاری با آمریکا متهم میکند، از طرف دیگر تیم احمدینژاد شریعتمداری را پیر مرد بی شریعت و منحرف خواند. شریعتمداری و احمدینژاد، هر دو از منتصبین “رهبر” هستند.
مالکی و سایر مزدوران حاکم بر عراق اصل حاکمیت ملی عراق با کشتار و تار و مار کردن نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران به اثبات نهایی می رسد!دولت ایالات متحده با زیر پا گذاشتن آشکار اصول معاهدات بین المللی در مورد کشور اشغال شده عراق و تعهدات کتبی که به تک تک ساکنین قرارگاه اشرف در مورد حفاظت از آنان داده است، در تلاش است تا از زیر بار مسئولیت مستقیم خود به عنوان کشور اشغالگر شانه خالی کند و از نیروهای خلع سلاح شده و به اسارت گرفته شده مجاهدین خلق ایران به عنوان سوخت موتور سیاست در گل مانده اش در منطقه خاورمیانه بی شرمانه سوء استفاده کند. دور اول ریاست جمهوری باراک اوباما برای اکثر کسانی که از او حمایت می کردند، با یک سرخوردگی شدید همراه بود. در جنین شرایطی باراک اوباما در سال پایانی دوره اول ریاست جمهوری اش، وارد تبلیغات انتخاباتی برای دوره دوم ریاست جمهوری شده است و به نظر می رسد که تنها دغدغه کنونی اش انتخاب شدن مجدد باشد و مسئله قرارگاه اشرف و جان 3400 پناهجوی ایرانی اسیر در عراق در تبلیغات انتخاباتی او نقشی بازی نمی کند.سران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی هم از هیچ اقدامی برای اعمال نفوذ و پیشبرد سیاست های مرگبار خود در عراق دریغ نمی کنند و عزم جزم کرده اند تا از این فرصت طلایی برای از صحنه خارج کردن جدی ترین مخالفان خود، یعنی نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران و متحدان آنها در شورای ملی مقاومت ایران حداکثر بهره را ببرند. آخوندهای ضد بشر به خوبی می دانند که در صورت حذف مجاهدین خلق ایران از صحنه مبارزه جنبش سرنگونی طلب ضربه اساسی خواهد خورد.هیچ کس نمی داند که پایان این ماجرا چگونه خواهد بود. تنها چیزی که بدون کوچکترین شکی برای همه ناظران روشن است، مسئولیت مستقیم دولت ایالات متحده امریکا و شخص باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور امریکا در مورد حفظ جان ساکنین قرارگاه اشرف است. سکوت مقامات دولتی امریکا و بویژه شخص باراک اوباما در چنین شرایطی بسیار شرم آور است. باراک اوباما، مقتدر ترین فرد دنیا و برنده جایزه صلح نوبل، می تواند به سادگی و با شکستن سکوت خود در مورد قرارگاه اشرف و تأکید بر مسئولیت و تعهد ارتش امریکا در مورد حفظ جان 3400 پناهجوی ایرانی ساکن این قرارگاه از یک فاجعه انسانی از پیش اعلام شده توسط دولت عراق جلوگیری کند. اما متأسفانه باراک اوباما آنچنان درگیر تبلیغات انتخاباتی است، که حتی در پاسخ کسانی که برای او در مورد نگرانی خود نسبت به سرنوشت ساکنین اشرف نامه نوشته اند، بروشورهای تبلیغاتی در مورد بازگشت سربازان امریکایی از عراق را ارسال می کند، بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به موضوع ساکنین اشرف کرده باشد.گویا سرخی شرم بر چهره جهانخواران ناپیدا است
happy birthday Neda….we keep fighting until we are free our angel
تو اگر ایرانی وطن پرست بودی هیچوقت طرفدار جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نمیشدی. وطن پرستان ما امروز یا در زندانها بسر میبرند، یا آواره کشورهای بیگانه شدهاند، یا در فقر و رنج در داخل مملکت دارند به زندگی پر افتخار خود ادامه میدهند. امروز فقط کسانی از این رژیم جانبداری میکنند که هیچگونه عرق وطنی و احساس نوع دوستی و ایران پرستی در وجودشان نیست. تو حتما یکی از نوکران و مزدوران این رژیم تازی که خدمتگزار اسرائیل و آمریکا و چین و روسیه و غیره می باشد هستی که سنگ این رژیم خائن و ضدّ ایرانی را به سینه میزنی. تو خود میدانی که خامنهای یک خائن به وطن و یک دزد اموال مردم و خزائن ملی ایران میباشد و الا یک آخوند دو تومانی چطور میتوانست به ثروت بیش از ۶۰ بیلیون دلار که در بانکهای کشورهای بیگانه پس انداز کرده برسد. به زودی گند کارهای این رژیم و ولی جنایتکارش بیرون زده خواهد شد و شما فسیلها و نوکران و جیره خواران ضدّ انسان این جمهوری لعنتی از ایران عزیز ما بیرون رانده خواهید شد.
مرگ بر مزدور و جاسوس اجنبی درود بر جمهوری اسلامی
مرگ بر مزدور و جاسوس اجنبی
درود بر جمهوری اسلامی
مرگ بر ضد ولایت فقیه
فقط در جمهوری اسلامی است که رهبر سارقین رهبر میشود، رهبر دروغگویان رئیس جمهور میشود، رهبر جنایتکاران رئیس قوه قضائیه میشود، رهبر مزدوران فرمانده نیروهای سه گانه میشود، رهبر کفتاران خطیب نماز جمعه میشود، رهبر جا کشان رئیس بسیج میشود، رهبر غمه کشان وزیر نفت میشود، رهبر باجگیران رئیس پلیس میشود، رهبر قاتلان نماینده رهبر در سپاه میشود، رهبر لواتکاران تئوریسین رژیم میشود، رهبر خایمالان رئیس مجلس میشود، و، و، و،….، و خلاصه تمام رهبران مفتخور و بچه مزلفان حوزههای علمیه، رهبران دینی ما میشوند. با وجود اینهمه رهبر در جمهوری اسلامی، مردم باز هم از این رژیم انتقاد میکنند.
خامنهای این موجود مالیخولیائی کثیف و خودسر و بیشرف دست به هر کاری میزند که چند صباحی به حکومت و عمر ننگین خویش بیفزاید. این انسان خود فروخته مرتجع به تمام دوستان و یاران نزدیک خود خنجر کشید. او حتی به خانواده خود هم رحم نخواهد کرد. همه مطلع هستیم که او چه بر سر خواهر و شوهر خواهر خود و همچنین برادر خود آورد. این مرد ملعون به هیچ قانون و به هیچ حقوقی که در ارتباط با اصول انسانی و ایران و ایرانی باشد پایبند نیست.ای خاک بر سر آنهائی که هنوز قدرت دارند و کاری نمیکنند مثل هاشمی و رضایی و سپاهیانی که به ماهیت این رژیم و رهبر خأینش پی بردهاند و دست در دست نهاده و همچنان سکوت اختیار کردهاند. ای محسن رضائی خائن، غیرت و شرفت کجاست که فرزندت را کشتند و تو هنوز دست از نوکری خود بر نمیداری. امروز هر ایرانی که با وجود جنایات و ستمهأی که بر ملت ایران وارد میشود سکوت کند خائن است.
“آقا” مجتبی بهتر است برود دنبال درس و تحصیل و مقداری سواد آموزی کند تا رهبر شود. او دیگر فقط باید خواب رهبر شدن را ببیند. این پدر و پسر واقعا ننگ ایران هستند.
درود بر تو ضدّ ولایت. با تو ۱۲۰ در صد موافقم.
آخوند خوب آخوند مرده ست. ریدم تو دهان اون رییس قبیله آدمخوران (خمینی گجستک) تا اون تخم عرب خامنهای تا اون موسوی و کروبی که میخوان ما رو به دوران طلایی اون آدمکش جماران برسونند و در نهایت خاک تو سر اونایی که هنوز بعد ۳۳ سال نفهمیدن که این حرومزادهها هیچ علاقهای به ایران و ایرانی ندارند.
ابوالفضل قدیانی، عضو ارشد رهبری مجاهدین انقلاب اسلامی و از زندانیان سیاسی طولانی مدت مذهبی در دوران شاه، که پس از کودتای ۲۲ خرداد بازداشت و به ۴ سال زندان محکوم شده است، در نامهای ای که در زندان اوین نوشت، شخص علی خامنهای را مسبب اصلی فاجعه حاکم بر کشور اعلام کرد.او که اکنون ۶۶ سال دارد، در نامه خود نوشت: اردوکشی خیابانی ۹ دیماه ۱۳۸۸ بدستور مستبد حاکم شکل گرفت تا خون به نا حق ریخته مردم در عاشورای ۸۸ پایمال شود. بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقهای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند. استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را به روز تاجگذاری شاهان بدل سازد. امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد. واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است. آقای خامنهای از خود بپرسد: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی؟ این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنهای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاستهای نابخردانهاش است؟ اگر واقعا بر این باورند که علی خامنهای محبوبترین چهره در نزد مردم است با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایانها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است. علاج کار در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.
USA
ل
نگرانی بسیاری از ایرانیان در مورد سرنوشت حدود 3400 رزمنده مجاهد خلق به اسارت گرفته شده در عراق در روزهای پایانی سال 2011 میلادی مرز نمی شناسد. طرف های درگیر در این ماجرا، سازمان مجاهدین خلق ایران، دولت ایالات متحده امریکا، سازمان ملل متحد و دولت عراق، هر کدام به نوعی برای پیشبرد اهداف خود و به شیوه های متفاوت این مسئله را مورد ارزیابی قرار می دهند.مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران در طی سال های گذشته از هیچ تلاشی برای تثبیت موقعیت نیروهای خود در عراق به عنوان افراد حفاظت شده دریغ نکرده اند. آنها با برگزاری تظاهرات ها، آکسیون های اعتراضی، تحصن، جلسات و کنفرانس های حقوقی و کارشناسانه در کشورهای مختلف و جلب حمایت شخصیت ها، احزاب و پارلمان ها برای حل مسالمت آمیز مسئله قرارگاه اشرف هر آنچه در توان داشته اند را انجام داده و می دهند. پیگیری های حقوقی موفقیت آمیز برای حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست سازمان های تروریستی در اروپا تنها بخشی از این اقدامات بوده اند. تلاش های پیگیر مسئولین مجاهدین برای حذف نام سازمان از لیست تروریستی وزارت خارجه ایالات متحده، هر چند تا کنون با چند موفقیت حقوقی مرحله ای همراه بوده اند، اما متأسفانه پشت درهای سیاست ننگین مماشات با رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی متوقف شده اند.دولت دست نشانده مالکی، مزدوری که هم دست نشانده آخوندهای جنایتکار رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی است و هم سر سپرده و گماشته دولت امریکا است، در کنار شکنجه روانی مستمر ساکنین قرارگاه اشرف و محاصره ضد انسانی قرارگاه، تا کنون در چند مرحله به کشتار ساکنین اشرف اقدام کرده است. مزدور مالکی از یک سو بر پایان فرصت خروج نیروهای مجاهدین خلق از قرارگاه اشرف در 31 دسامبر 2011 به شدت اصرار می ورزد و از سوی دیگر با تمام وجود و با کینه ای شتری برای جلوگیری از اجرای روند معمول رسیدگی به پرونده پناهندگی افراد مستقر در قرارگاه اشرف توسط کمیساریای پناهندگی سازمان ملل متحد سنگ اندازی می کند. گویا برای مالکی و سایر مزدوران حاکم بر عراق اصل حاکمیت ملی عراق با کشتار و تار و مار کردن نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران به اثبات نهایی می رسد!دولت ایالات متحده با زیر پا گذاشتن آشکار اصول معاهدات بین المللی در مورد کشور اشغال شده عراق و تعهدات کتبی که به تک تک ساکنین قرارگاه اشرف در مورد حفاظت از آنان داده است، در تلاش است تا از زیر بار مسئولیت مستقیم خود به عنوان کشور اشغالگر شانه خالی کند و از نیروهای خلع سلاح شده و به اسارت گرفته شده مجاهدین خلق ایران به عنوان سوخت موتور سیاست در گل مانده اش در منطقه خاورمیانه بی شرمانه سوء استفاده کند. دور اول ریاست جمهوری باراک اوباما برای اکثر کسانی که از او حمایت می کردند، با یک سرخوردگی شدید همراه بود. در جنین شرایطی باراک اوباما در سال پایانی دوره اول ریاست جمهوری اش، وارد تبلیغات انتخاباتی برای دوره دوم ریاست جمهوری شده است و به نظر می رسد که تنها دغدغه کنونی اش انتخاب شدن مجدد باشد و مسئله قرارگاه اشرف و جان 3400 پناهجوی ایرانی اسیر در عراق در تبلیغات انتخاباتی او نقشی بازی نمی کند.سران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی هم از هیچ اقدامی برای اعمال نفوذ و پیشبرد سیاست های مرگبار خود در عراق دریغ نمی کنند و عزم جزم کرده اند تا از این فرصت طلایی برای از صحنه خارج کردن جدی ترین مخالفان خود، یعنی نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران و متحدان آنها در شورای ملی مقاومت ایران حداکثر بهره را ببرند. آخوندهای ضد بشر به خوبی می دانند که در صورت حذف مجاهدین خلق ایران از صحنه مبارزه جنبش سرنگونی طلب ضربه اساسی خواهد خورد.هیچ کس نمی داند که پایان این ماجرا چگونه خواهد بود. تنها چیزی که بدون کوچکترین شکی برای همه ناظران روشن است، مسئولیت مستقیم دولت ایالات متحده امریکا و شخص باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور امریکا در مورد حفظ جان ساکنین قرارگاه اشرف است. سکوت مقامات دولتی امریکا و بویژه شخص باراک اوباما در چنین شرایطی بسیار شرم آور است. باراک اوباما، مقتدر ترین فرد دنیا و برنده جایزه صلح نوبل، می تواند به سادگی و با شکستن سکوت خود در مورد قرارگاه اشرف و تأکید بر مسئولیت و تعهد ارتش امریکا در مورد حفظ جان 3400 پناهجوی ایرانی ساکن این قرارگاه از یک فاجعه انسانی از پیش اعلام شده توسط دولت عراق جلوگیری کند. اما متأسفانه باراک اوباما آنچنان درگیر تبلیغات انتخاباتی است، که حتی در پاسخ کسانی که برای او در مورد نگرانی خود نسبت به سرنوشت ساکنین اشرف نامه نوشته اند، بروشورهای تبلیغاتی در مورد بازگشت سربازان امریکایی از عراق را ارسال می کند، بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به موضوع ساکنین اشرف کرده باشد.گویا سرخی شرم بر چهره جهانخواران ناپیدا است
دولت عراق، به ساکنان اردوگاه اشرف تا ۳۱ دسامبر (۱۰ دی) مهلت داده است که این اردوگاه را ترک کنند و اداره آن را به نیروهای دولتی بسپارند. اما ساکنان اردوگاه هیچ روادیدی برای سفر به کشورهای دیگر ندارند. کمیسریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل متحد پذیرفته است که تقاضای پناهندگی آنها را بپذیرد و برای انتقال آنها به کشورهای دیگر اقدام کند. اما چنین اقدامی ظرف دو هفته غیرممکن است.
بیش از ۲۰۰ فعال سیاسی و فرهنگی و مدافع ایرانی حقوق بشر در آمریکا و اروپا، خواستار یافتن راهحلی انسانی برای مشکل حدود ۳۴۰۰ عضو سازمان مجاهدین خلق شدند. دولت عراق تا ۳۱ دسامبر به آنها مهلت ترک اردوگاه اشرف را داده است.
دوستان آمریکایی و بخصوص کالیفرنیأی مقاله زیر را بخوانید و نگذارید این آیتاللههای بیشرف که از پول خون مردم ایران و از دزدی و قاچاق و جنایت به ثروت رسیدند آب پاک از گلویشان پائین برود. تا میتوانید اینها را رسوا کنید. اینها میدانند که جمهوری کثیف اسلامی در حال فرو پاشیدن است، حالا سرمایهها را که متعلق به مردم ایران است دارند خارج میکنند و کاخهای آنچنانی در آمریکا و کانادا میخرند.
در ۵ ماه گذشته چند تن از وابستگان مقامات داخل بیت رهبری توانسته اند کارت اقامت در امریکا را بدست آورده و بعنوان افراد ثروتمند و دارای امکانات سرمایه گذاری در گرانترین مناطق کالیفرنیا مستقر شوند. آنها ابتدا با پرداخت هزینهای سنگین به شرکتهای حقوقی دارای امکانات دریافت ویزا، ویزای موقتی گرفته و وارد امریکا شده و سپس توانسته اند این ویزاها را به ویزای دائم تبدیل کنند. تاکنون از این جمع، افراد زیر شناسائی شده اند: نیره محمدی گلپایگانی که احتمالا دختر و یا یکی از همسران آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر بیت رهبری است. وی خانه و باغ بزرگی خرید و همراه شماری باغبان و خدمتکار در آن ساکن شده که قیمت آن تا ۱۲ میلیون دلار تخمین زده میشود . عزیز خوشوقت، که پسر یا بردار کوچک آیت الله خوشوقت عضو بیت رهبری است. آیت الله خوشوقت از صادرکنندگان اصلی فتوای قتلهای زنجیرهای در جمهوری اسلامی است و اکنون درکنار آیت الله مصباح جبهه پایداری را برای تصاحب مجلس آینده تشکیل داده است. وی نیز خانهای در کالیفرنیا خرید که قیمت آن تا ۸ میلیون دلار تخمین زده می شود. دو تن دیگر از جمع این گروه به اسامی محمود خرازی و سید محمد چراغچی شناسائی شده اند که هر دو وابسته به روحانیونی با همین نام در شورای نگهبان و بیت رهبری اند. گفته می شود جمع آنها به ۲۵ نفر می رسد. رفت و آمد همسران و یا دختران این افراد با چادر در اتومبیلهای لوکس و گرانقیمت نظر ساکنان محل را که خود از ثروتمندان امریکا هستند جلب کرده است. البته تاکنون ساکنان محل بر این تصورند که آنها از خانوادههای ثروتمند شیوخ عرب هستند.
این مزدوران جمهوری ننگین اسلامی ، حیوانهای ضعیف کشی هستند ! مانند شغال و کفتار ، تا دست جمعی نباشند و از خود ضعیف تر گیر نیارند ، امکان نداره حمله کنند ! وقتی که گیر میافتند ، ننه من غریبم بازی و مظلوم نمایی میکنند ، مانند همه اون بسیجی های الدنگی که به گیر مردم افتاده بودند و فیلمهاشون رو دیدیم. ولی وقتی که یه بدبختی رو گوشه کناری گیر بندازند ، دیگه اون موقع است که اون روی حرومزادگی و درنده خویشون رو در چهرهای کثیفشون میشه دید
آنچه که شاه در عاشورای 1357 نکرد، در عاشورای 88 جمهوری اسلامی در ابعادی ننگ آلوده کرد و کشته و مجروح بر کف خیابان ها برجای گذاشت. از روی پل حافظ تهران مردم را به پائین پرت کردند و کشتند، اتومبیل های انتظامی از روی بدن سالمندانی که نتوانسته بودند از مقابل نیروهای مهاجم حکومتی بگریزند و بر کف خیابان افتاده بودند عبور کردند، مردم را دستگیر و به زیر شکنجه بردند و… اگر وصفی از تکرار عاشورا و خون به ناحق ریخته در کربلا بخواهد بشود، همان عاشورای 88 تهران است و لاغیر. اگر ننگ عاشورای حسینی از دامن یزدیان پاک نشد، ننگ عاشورای 88 نیز از دامن حاکمان جمهوری اسلامی پاک نخواهد شد. اگر نبود وحشت از تکرار عاشورای 88، مراسم امسال را چنین حکومتی و کنترل شده و محدود برگزار نمی کردند.